به‌لاتيني بوده يا ايتاليايي‌. رساله‌ٴ يوناني هيروكلس (نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ چهارم‌)، را بارتولوميوي‌ مسينايي به‌لاتيني ترجمه كرد. يك متن ايتاليايي هم وجود دارد كه بارتولوميوي اسپادافوراي‌ مسينايي نوشته (آيا اين دو متن و اين دو بارتولوميو يكي هستند؟). موزا پالرمويي رساله‌ٴ مجعول بقراطي را در باب دام‌پزشكي براي شارل آنژويي به‌لاتيني ترجمه كرد. بالاخره بونيفاس‌ يوناني رساله‌ٴ جديدي احتمالاً براي همان شاه تأليف كرد. كاملاً روشن نيست كه آيا اين رساله در اصل به يوناني نوشته شده بود يا به لاتيني‌. اين رساله به‌ايتاليايي هم در دست است و برخي‌ نسخه‌هاي آن داراي تصاوير فراواني است‌.
عجيب است كه در زبان عربي رساله‌هايي از اين قبيل نداريم‌، حال آن‌كه مسلمانان سخت به‌ اسب علاقه داشتند. در واقع رساله‌هايي به‌زبان عربي درباره‌ٴ اسب موجوداست (قسمت 42)، ولي جنبه‌ٴ ادبي آنها خيلي بيشتر نمود دارد تا جنبه‌هاي علمي يا پزشكي‌. تنها رساله‌ٴ عربي راجع‌ به اسب‌شناسي و اسب‌داري كه برخورده‌ام كتاب‌الناصري تأليف ابن منذر بيطار است كه براي‌ سلطان الناصر محمد بن قلاوون از مماليك بحري تأليف شده است‌. اين شخص سه بار حكومت كرد: در 1293، از 1298 تا 1308؛ و از 1309 تا 1340؛ ازاين‌رو ممكن است اين‌ رساله مربوط به اواخر عصر مورد بحث ما باشد، ولي به‌احتمال زياد متعلق به سده‌ٴ چهاردهم‌، است‌. اين نخستين بار نيست كه ما به‌نام بيطار(دام‌پزشك يا جراح دام‌پزشك‌) برمي‌خوريم‌. يكي‌ از بزرگ‌ترين گياه‌شناسان و داروگران قرون وسطا، ابن‌بيطار نام داشت‌. اين نام حاكي از دو چيز است‌: اول اين كه اين حرفه وجود داشت و او توانست آن را مورد بحث قرار دهد، دوم اين كه اين‌ واژه داراي اصل خارجي است‌، چون واژه‌ٴ بيطار از واژه‌ٴ يوناني ايپياتروس‌1 مشتق شده است‌.
شك نيست كه اعراب بدوي معلومات تجربي فراواني درباره‌ٴ بيماري‌هاي جانوران (بيشتر اسب‌ و شتر) داشتند و دليل آن واژه‌هاي فراوان مربوط به بيماري‌هاست‌، ولي اطلاعات منظم‌تر و روش بهتر به‌وسيله‌ٴ جراحان سيار برايشان از بيزانس به‌ارمغان آورده شد. به هر صورت فن‌ بيطاري از شعبه‌هاي طب است‌، دانش وظايف‌الاعضا و آسيب‌شناسي انساني مستلزم اصلاحات‌ كوچكي است تا در مورد جانوران عالي ديگر نيز به كار برده شود، در تمام موارد اصول اساسي‌ مشابه است‌. اين جراحان دوره‌گرد در بازارهايي كه مراكز تجمع بدويان بود حضور مي‌يافتند، و انسان را هم مانند جانوران معالجه مي‌كردند، چون شاعران دوره‌ٴ جاهلي واژه‌ٴ بيطار را به مفهوم‌ طبيب به‌كار برده‌اند.2 با درنظر گرفتن محافظه‌كاري شديد مردم صحرانشين جاي شگفتي نيست‌


1.ippiatros. آيا بيطار از واژه‌ٴ فارسي بهدار يا بهتار مشتق نشده است‌؟ ـ م.                                                                                                            

 
 2.  J. Hell, "Baitar", Encyclopaedia of Islam, vol. 1, p599, 1911; Alois Musil , 
The manners and customs of the Rwala bedouins, New York1928; Isis, 14, pp. 444-446
 

در مورد شتر،ص 368 ـ370 و در مورد اسب‌، ص382 ـ383 را ببينيد، بسياري از اصطلاحات فني عربي توصيف شده است‌.